مرتضى راوندى

536

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سرايى عالى كه در هيچ ديار مثل آن نيست بنا نهاد و قريب سى و پنج صفه و گنبد ساخته و بر در هر گنبدى ، ايوانى متصل به آن ، و حوض وسيع از مرمر تراشيده و آب خيرآباد و هوك در آن جارى كرده و بر درگاه ، ساباطى رفيع و ده دكان ساخته و در جنب آن ، خانقاهى ، و قنات خانهء نيكو در ميان كاروانسرا و خانقاه و مصنعهء عالى ساخته و مقابل ، حمامى در غايت خوبى و مسجد جامع كه در اوصاف مساجد ذكر آن گفته خواهد شد . « 1 » وسايل نقليه در قرون وسطى چنان كه اشاره شد ، آمدورفت در بين شهرها و در داخل بلاد اسلامى بوسيلهء قاطر ، الاغ و يا اسب صورت مىگرفت . طبقهء ممتاز و متوسط - الحال آن روزگار ، اين حيوانات را بطرزى زيبا زين و يراق مىكردند و به اندام آنها منگوله‌هايى از مرواريد و ابريشم و زنگوله‌هاى فلزى مىآويختند . مردم فقير و كم‌بضاعت اغلب بوسيلهء اسب و الاغ كرايه‌اى رفع احتياج مىكردند . سوزنى سمرقندى ( شاعر ) ، آرزوى خرى روان و باركش داشت . به شاعرى و گدايى خرى به چنگ آرم * روان و باركش و خوش ، نه شاعر و نه گدا به كمترين صلت از مجلس عميد امير * خرى به آخور بندم چو دلدل شهبا غير از كجاوه ، عمارى و هودج براى مسافرت دسته‌جمعى به كار مىرفت . سريعترين وسايل نقليهء قديم اسب بود . چابكسواران با اسبان مجهز و آماده‌اى كه در اختيار داشتند مىتوانستند مأموريتهاى سياسى و نظامى را در اسرع اوقات انجام دهند . بطوريكه در تاريخ بيهقى آمده : انوشتكين ، خادم مخصوص سلطان محمود ، براى آنكه هرچه زودتر مسعود را از نقشه و نيت سلطان باخبر سازد « سوارى از ديوسواران خويش نامزد كرد با سه اسب خيارهء خويش با وى بنهاد كه به شش روز و شش شب و نيم ، به هرات رود نزديك امير مسعود ، سخت پوشيده . » يعنى فاصلهء غزنين تا هرات را در شش شبانه روز و نيم طى نمايد . گاه ، اخبار مهم و فورى را بوسيلهء كبوتر به مخاطب اعلام مىكردند ؛ چنان كه به حكايت چهار مقاله ، نظامى عروضى ، در دورهء سامانيان ، پس از آنكه تاش ، سپهسالار نوح بن منصور ، بر ماكان كاكوى فايق آمد و او را كشت ، خبر پيروزى و مرگ حريف را در يك جمله بوسيلهء كبوتر به امير نوح بن منصور اعلام كرد . سلمان ساوجى دربارهء كبوتر نامه‌رسان مىگويد : نامه نوشته‌ام بسى ، نيست كبوترى مرا * كو بر يار من رود ، نامه به يار من برد ابن بطوطه كه خط سيرى بالنسبه طولانى داشته ، در سفرنامهء خود ، مىنويسد : هر ارابه داراى چهار چرخ بزرگ است كه بوسيلهء دو يا چند اسب كشانده مىشود ، و گاه برحسب سبكى يا سنگينى بار ، بجاى اسب ، گاو يا شتر مىبندند . راننده روى يكى از اسبها مىنشيند و اين اسب را زين مىكنند . راننده شلاقى بدست دارد كه براى راه بردن اسبها پيوسته آن را مىچرخاند و چوب بزرگى براى جلوگيرى از انحراف ارابه به كار مىبرد . روى ارابه چيزى قبه مانند مىگذارند و نمد يا چادرى روى آن مىكشند . دو طرف قبهء مزبور مشبك است ، بطوريكه از داخل آن مىتوان

--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ يزد ، ص 46 - 45 .